تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
وضوء بوده و چه غير آن و سپس در بقايش شكّ نمود نبايد بمجرّد شكّ از يقينى كه قبلا داشته چشم بپوشد و حقّ ندارد به واسطه شكّ يقين را نقض نمايد و چون اين معنا امر مسلّم و قطعى مىباشد لاجرم مورد سؤال كه مصداقى از مصاديق آن است تحت آن قرار گرفته ازاين‌رو مكلّف در مورد سؤال چون قبلا يقين بوضوء داشته همين يقين سابق علّت است براى اينكه در ظرف شكّ به ترديد و شكّى كه عارض شده اعتناء نكرده و حكم كند به بقاء وضوئش . ناگفته نماند كه اين تقريب در صورتى صحيح است كه جواب و جزاء شرط يعنى « و الّا » كه تقديرش « و ان لم يستيقن انّه قد نام » مىباشد معنائى فرض شود كه از كلمه « لا » كه قبلا امام عليه السّلام در جواب زراره كه عرض نمود « فان حرّك فى جنبه الخ » ايراد فرمودند و آن معنا عبارتست از « فلا يجب عليه الوضوء » چه آنكه زراره محضر مبارك امام عليه السّلام عرضه داشت : اگر در جنب و نزديكى وى اشيائى باشد و آنها را حركت دهند و وى از صداى آنها مطّلع نشود آيا وضوء بر او ثابت و واجب مىگردد يا اين‌طور نيست ؟ حضرت در جواب اين سؤال فرمودند : لا ، يعنى لا يجب عليه الوضوء و همين معنا جواب و جزاء براى شرطى است كه در روايت حذف شده و عبارت « و الّا » برآن دلالت دارد و حاصل معناى اين شرط و جزاء اينست كه امام عليه السّلام مىفرماين : اگر مكلّف مزبور يقين نداشت كه خوابش برده پس وضوء بر او واجب نيست سپس علّت اين حكم يعنى « لا يجب » را قضيّه كلّيّه ارتكازيّه‌اى كه به آن اشاره شد آورده و فرموده‌اند : علّت اين حكم آنست كه وى قبلا يقين بوضوء خود داشته و بطور كلّى