منه كون الجزاء قوله « لا ينقض الخ » و قد ذكر « فانّه على يقين » للتّمهيد .
ترجمه :
[ صحيحه اولى زراره ]
سخن مرحوم مصنّف در اطراف روايت و تقريب استدلال به آن
مرحوم مصنّف مىفرماين :
روايت مذكور اگرچه « مضمره » مىباشد يعنى راوى كه « زراره » هست از مروىّ عنه بضمير تعبير كرده و گفته است : سألته و نفرموده مثلا « سئلت الصّادق عليه السّلام » ولى در عين حال اضمار اين روايت باعتبار و حجّيّتش ضررى وارد نمىكند زيرا همانطورىكه اشاره شد راوى اين حديث و مضمر آن مثل زراره است ، وى به ملاحظه شرافت و جلالت قدرى كه دارد هرگز از غير امام عليه السّلام حكم مسئله شرعى را استفتاء نمىكند على الخصوص با اينهمه اهتمام و دقّت و سؤالهاى بسيار كه در روايت وارد شده است .
سپس بتقريب استدلال به روايت پرداخته و مىفرماين :
بدون شكّ و ترديد فرموده امام عليه السّلام يعنى « و الّا فانّه على يقين الخ » از نظر فهم عرفى ظاهر است در نهى از نقض نمودن يقين به شكّ و اينكه وجود مقدّسش عليه السّلام درصدد بيان نمودن آن چيزى است كه علّت براى جزائى بوده كه از كلمه « لا » در جواب سؤال زراره كه عرض نمود :
فان حرّك فى جنبه شىء الخ .
فهميده مىشود و علّت مزبور اينست كه آن جناب يقين و شكّ در مورد سؤال را كه از موضوع خاصّى صورت گرفته در قضيّه كلّيّه ارتكازيّهاى مندرج نمودهاند كه اختصاص بباب خاصّى غير از باب ديگر ندارد .
و آن اينست كه بطور كلّى وقتى شخص قبلا به شيئى يقين داشت چه