تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
قابل دوام و استمرار و ثبوت هستند غالب اينست كه داراى دوام مىباشند درحالىكه امكان عدم دوام در آنها بوده و ما به هيچ‌يك از دوام و عدم دوام علم نداريم بلكه ظنّ نيز بر ايمان حاصل نمىباشد . و بفرض كه ظنّ نيز حاصل گردد مىگوئيم دليلى بر اعتبار آن از باب ظنّ خاصّ قائم نشده بلكه حجّت و دليل عام بر عدم اعتبارش در دست مىباشد . تحرير و شرح حاصل استدلال دوّم اينست كه : مجرّد ثبوت مستصحب در زمان سابق موجب آنست كه به بقايش در زمان لاحق ظنّ پيدا كنيم و بدين ترتيب استصحاب در زمره ادلّه‌اى قرار مىگيرد كه از باب افاده ظنّ حجّت مىباشند . مرحوم مصنّف در تضعيف اين استدلال دو اشكال مىفرماين و شرح آن چنين است : اوّلا : قبول نداريم كه ثبوت شىء در زمان سابق موجب ظنّ به بقاء آن در زمان لاحق باشد زيرا تنها مدرك و مستندى كه براى اين ادّعاء وجود دارد اينست كه بگوئيم : غالب در اشياء ثابت بقاء و استمرار آنها است و غلبه وجودى خود موجب حصول ظنّ است در مواردى كه بقاء مشكوك و مورد ترديد مىباشد . ولى اين دليل و مدرك قابل اعتماد نيست زيرا احتمال قوى داده مىشود كه شىء ثابت در زمان لاحق باقى نباشد بلكه اگر احتمال قوى هم ندهيم ولى امكان عدم بقايش را نمىتوان انكار كرد و همين مقدار كافى است براى اينكه بقاء در زمان لاحق محرز و معلوم نباشد بلكه حتّى ظنّ نيز به آن پيدا ننمائيم .