قوله : من الدّلالة على امضائه : ضمير در « امضائه » به « ما لا بدّ » راجع است .
متن :
الوجه الثّانى
انّ الثّبوت فى السّابق موجب للظّنّ به فى اللّاحق .
و فيه :
منع اقتضاء مجرّد الثّبوت للظّنّ بالبقاء فعلا و لا نوعا ، فانّه لا وجه له اصلا الّا كون الغالب فيما ثبت ان يدوم مع امكان ان لا يدوم و هو غير معلوم .
و لو سلّم ، فلا دليل على اعتباره بالخصوص مع نهوض الحجّة على عدم اعتباره بالعموم .
ترجمه :
وجه دوّم [ ثبوت مستصحب در زمان سابق باعث اين مىشود كه ببقاء يعنى وجودش در زمان لاحق ظنّ پيدا كنيم ]
دليل دوّم بر حجّيّت استصحاب اينست كه ثبوت مستصحب در زمان سابق باعث اين مىشود كه ببقاء يعنى وجودش در زمان لاحق ظنّ پيدا كنيم .
مناقشه مرحوم مصنّف در استدلال مذكور
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اشكالى كه در اين استدلال است اينكه قبول نداريم صرف ثبوت سابق موجب ظنّ ببقاء مستصحب باشد نه ظنّ فعلى و شخصى آورده و نه ظنّ نوعى و دليل ما بر اين انكار آنست كه :
تنها وجهى كه براى حصول اين ظنّ وجود دارد آنست كه در اشيائى كه