باشد چه رسد ظنّ بوفاق استصحاب در حقّش جارى است .
و دليل ما بر اين گفتار سه امر است :
1 - شكّ در لغت به معناى غير علم مىباشد چنانچه جوهرى در صحاح اللّغة آورده است .
2 - در اخبار غير استصحاب هرگاه شكّ اطلاق گرديده از آن غير علم اراده گرديده پس در اينجا نيز به همين معنى بايد باشد .
3 - در اخبارى كه راجع باستصحاب وارد شده كلمه « شكّ » به معناى غير علم استعمال گرديده از جمله :
فرموده معصوم عليه السّلام است كه مىفرماين : و لكن تنقضه بيقين آخر .
قبل از اين فقره آمده است : لا تنقض اليقين بالشّكّ .
كلمه « شكّ » در اين عبارت به معناى غير علم است زيرا ظاهر كلام آنست كه امام عليه السّلام در مقام بيان تحديد آن چيزى هستند كه به واسطهاش مىتوان يقين را نقض نمود و مىخواهند بفرمايند كه آن چيز تنها يقين است نه غير آن با توجّه به اين نكته معناى عبارت مذكور آنست كه :
يقين را به غير يقين نقض مكن بلكه آن را با يقين ديگرى منقوض قرار بده .
و نيز فرموده ديگر امام عليه السّلام :
لا ، حتّى يستيقن انّه قد نام .
اين جمله را زمانى امام عليه السّلام فرمودند كه سائل از حضرتش پرسيد :
اگر در جنب و نزديكى شخص چيزى را به حركت آورند و او مطّلع نشود آيا وضوئش باطل شده يا نه ؟
شاهد در كلمه « و هو لا يعلم » است كه از اطلاق آن مىتوان استفاده
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1072
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٧٢