راجع بوده و ضمير در « له » به ظنّ برمىگردد .
قوله : لكانت مفيدة له : ضمير در « لكانت » به هذه الامارة و در « له » به ظنّ راجع است .
قوله : على عموم النّفى : كلمه « على عموم » جارّ و مجرور بوده و متعلّق است به « دلّ » .
متن : و قد استدلّ عليه ايضا بوجهين آخرين :
الاوّل : الاجماع القطعى على اعتبار الاستصحاب مع الظّنّ بالخلاف على تقدير اعتباره من باب الاخبار .
و فيه : انّه لا وجه لدعواه و لو سلّم اتّفاق الاصحاب على الاعتبار ، لاحتمال ان يكون ذلك من جهة ظهور دلالة الاخبار عليه .
ترجمه : سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
به دو دليل ديگر استدلال شده كه شكّ به معناى غير علم مىباشد :
دليل اوّل
اجماع قطعى و مسلّم بر اينكه با وجود ظنّ بخلاف استصحاب معتبر بوده و جارى مىشود مشروط به اينكه آن را از باب اخبار حجّت بدانيم .
اشكال مرحوم مصنّف در دليل اوّل
مصنّف ( ره ) مىفرماين :
اين استدلال صحيح نيست و وجهى براى ادّعاى اجماع مذكور وجود ندارد و بفرض بپذيريم كه اصحاب بر اعتبار استصحاب اجماع و اتّفاق دارند مىگوئيم :
احتمال دارد كه اين اجماع و اتّفاق از جهت ظهور دلالت اخبار برآن