تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1022

مساهمون:

ص١٠٢٢
و تأخّر و تقارن اين دو اثر بار گردد چه آنكه اجراء استصحاب عدم در هريك معارض با اجراء استصحاب عدم ديگرى است لذا اين تعارض مانع از اجراء استصحاب عدم در هر دو مىباشد . مخفى نماند آنچه گفتيم در فرضى است كه اثر مهمّ بر وجود خاصّى كه مفاد كان تامّه است مترتّب باشد . ولى اگر اثر بر وجود متّصف به تقدّم يا يكى از دو ضدّش كه مفاد كان ناقصه هستند بار باشد موردى براى استصحاب وجود ندارد . تحرير و شرح قوله : لا بأس بترتيبها : يعنى ترتيب آثار حدوث . قوله : بذاك الاستصحاب : يعنى استصحاب عدم حدوث در زمان اوّل . قوله : بناء على انّه عبارة عن امر مركّب الخ : ضمير در « انّه » به حدوث راجع است . قوله : الى حادث آخر علم بحدوثه ايضا : ضمير در « حدوثه » به « حادث آخر » راجع است . قوله : و شكّ فى تقدّم ذاك عليه : مشاراليه « ذاك » احد الحادثين بوده و ضمير در « عليه » به حادث آخر برمىگردد . قوله : كما اذا علم بعروض حكمين : مثل حكم به نجاست آب قليل به واسطه ملاقات با متنجّس و عدم نجاستش با آن . قوله : او موت متوارثين : همچون موت پدر و فرزند . قوله : فان كانا مجهولى التّاريخ الخ : دو حادثى كه به حدوثشان علم داشته