تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1019

مساهمون:

ص١٠١٩
و نيز آثار حدوث در زمان دوّم را نمىتوان بار نمود چه آنكه حدوث در زمان ثانى نحوه وجود خاصّى است كه اجراء استصحاب به منظور اثباتش از قبيل اصل مثبت مىباشد . تحرير و شرح قوله : لا اشكال فى الاستصحاب الخ : يعنى استصحاب عدم ازلى جارى است اعمّ از آنكه اثر بر نفس عدم مترتّب بوده يا بر وجود بار باشد . قوله : و ترتيب آثاره : يعنى آثار عدم تحقّق در زمان اوّل . قوله : لا آثار تأخّره عنه : ضمير در « تأخّره » به شىء مشكوك راجع بوده و در « عنه » به زمان اوّل راجع است . قوله : لكونه بالنّسبة اليها مثبتا : ضمير در « لكونه » به استصحاب راجع بوده و در « اليها » به آثار تأخّر عود مىكند و تقرير مثبت بودن اصل چنين است : صفت تأخّر موضوع است براى اثر شرعى و آن از قبيل امر وجودى بوده كه لازمه عدم وجود شىء در زمان اوّل مىباشد لذا اثبات اين صفت به واسطه استصحاب عدم به منظور ترتيب دادن اثر شرعى مزبور از قبيل اعمال اصل مثبت مىباشد . قوله : الّا بدعوى خفاء الواسطة : يعنى واسطه بين عدم تحقّق شىء در زمان اوّل و اثر شرعى مزبور كه واسطه‌اش صفت تأخّر است و آن به نظر مسامحى كه ملاحظه شود از انظار مخفى مىباشد . قوله : بين عدم تحقّقه الى زمان : مثلا عدم تحقّق زيد تا روز جمعه . قوله : و تأخّره عنه : يعنى و تأخّر تحقّق زيد از روز پنجشنبه . قوله : فانّه نحو وجود خاصّ : ضمير در « فانّه » به حدوث در زمان ثانى راجع است .