تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 992

مساهمون:

ص٩٩٢
مستصحب » در اينجا مطلق لوازم و آثار آن بوده چه مع الواسطه و چه بدون آن . قوله : فانّه يترتّب باستصحابه : ضمير در « فانّه » به « ما يعمّ آثارها » عود كرده و ضمير در « باستصحابه » به مستصحب راجع است . قوله : ما كان بوساطتها : يعنى بوساطة الآثار . متن : و التّحقيق انّ الاخبار انّما تدلّ على التّعبّد بما كان على يقين منه فشكّ به لحاظ ما لنفسه من آثاره و احكامه و لا دلالة لها بوجه على تنزيله بلوازمه الّتى لا تكون كذلك كما هى محلّ ثمرة الخلاف و لا على تنزيله به لحاظ ما له مطلقا و لو بالواسطة ، فانّ المتيقّن انّما هو لحاظ آثار نفسه و امّا آثار لوازمه فلا دلالة هناك على لحاظها اصلا و ما لم يثبت لحاظها بوجه ايضا لما كان وجه لترتيبها عليه باستصحابه كما لا يخفى . ترجمه :

تحقيق مرحوم مصنّف نسبت به دلالت اخبار بر تنزيل مستصحب

مرحوم مصنّف مىفرماين : تحقيق مقتضى است بگوئيم : اخبار استصحاب دلالت دارند بر تعبّد و تنزيل نمودن شىء كه مورد يقين بوده و سپس در آن شكّ شده و اين تنزيل فقط به لحاظ آثار اين شىء بوده و صرفا به منظور اجراء احكام بدون واسطه‌اى است كه برآن مترتّب مىشوند و به‌هيچ‌وجهى بر تنزيل مستصحب باعتبار لوازمى كه اين‌گونه نبوده و محلّ ثمره خلاف نيز همين مورد است دلالت ندارند چنانچه بر تنزيل آن به ملاحظه مطلق آثار و لو آثار مع‌الواسطه‌اى كه بر مستصحب مترتّب مىشوند نيز دلالت ندارند بلكه قدر متيقّن اعتبار و لحاظ آثار خود مستصحب بوده كه تنزيل بخاطر همين آثار صورت گرفته و امّا آثار لوازم مستصحب همان‌طورىكه گفتيم هيچ دلالتى در اخبار بر لحاظشان وجود ندارد و بديهى است اثر و حكمى كه به‌هيچ‌وجه مورد لحاظ و اعتبار
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 992 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى