ترجمه :
تنبيه پنجم جريان استصحاب تعليقى
همانطورىكه وقتى متيقّن حكم فعلى مطلق باشد در استصحابش اشكالى نيست عينا در جائى كه حكم مشروط و معلّق بوده نبايد در استصحابش ترديد و شكّ داشت ، بنابراين اگر در موردى بخاطر عروض بعضى از حالات شكّ در بقاء احكامش نموديم پس در صورتى كه احكام مطلقهاش را بتوانيم استصحاب كنيم ، احكام معلّقه آن را نيز بايد بتوان مورد استصحاب قرار داد زيرا مجرّد تعليق موجب مختلّ شدن آنچه در قوام استصحاب معتبر است يعنى ثبوت يقين در زمان سابق و شكّ در بقاء نسبت به زمان لاحق نمىباشد .
تحرير و شرح
قوله : انه كما لا اشكال الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
قوله : فيما اذا كان مشروطا معلّقا : ضمير در « كان » به حكم راجع است .
قوله : فلو شكّ فى مورد : يعنى اگر شكّ كند در متيقّنى ، پس مقصود از « مورد » متيقّن سابق است .
قوله : لاجل طروّ بعض الحالات عليه : ضمير در « عليه » به مورد يعنى متيقّن سابق راجع است .
قوله : فى بقاء احكامه : كلمه « فى بقاء » جارّ و مجرور بوده و متعلّق است به « شكّ » و ضمير در « احكامه » به متيقّن راجع است .
قوله : لعدم الاختلال بذلك : مشاراليه « ذلك » معلّق بودن حكم مىباشد .
قوله : من اليقين ثبوتا و الشّكّ بقاء : بيان است براى « ما اعتبر فى قوامه » .