تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 964

مساهمون:

ص٩٦٤
حدث و خبث از امورى بوده كه وقتى به واسطه اسباب موجبه آنها حادث شدند صرفا شكّ در بقايشان از قبيل شكّ در رافع بوده نه شكّ در مقدار تأثير اين اسباب و باصطلاح شكّ در مقتضى چه آنكه ضرورى و بديهى است وقتى امور مذكور به واسطه اسبابشان حادث شدند تا مادامىكه رافع بر ايشان پيدا نگردد باقى هستند اعمّ از آنكه طهارت و مقابلش از امور خارجيّه بوده يا از قبيل اعتباريّاتى باشند كه داراى آثار شرعيّه هستند ، بنابراين هيچ اصل و مدركى در دست نيست كه وقتى شخص رطوبت مذى از او خارج شد و بدين ترتيب در بقاء طهارت شكّ حاصل شد بگوئيم : اصل آنست كه شارع مقدّس وضوء را سبب براى طهارت بعد از خروج مذى قرار نداده است چنانچه وقتى شىء با نجاست ملاقات نمود و متنجّس گرديد و پس از آن يك‌بار آن را آب كشيديم نمىتوانيم مانند برخى از افاضل بگوئيم : اصل آنست كه ملاقات سبب نجاست بعد از يك‌بار شستن قرار داده نشده است . و اساسا در اين دو مورد اخير تنها اصلى كه مىتوان به آن متمسّك شد آنست كه در مثال اوّل اصالت طهارت و در دوّم استصحاب نجاست را جارى نمود . تحرير و شرح حاصل فرموده مرحوم مصنّف آنست كه : طهارت حدثيّه و خبثيّه و همچنين نفس حدث و خبث از امورى هستند كه پس از حدوث باقى بوده و به هيچ‌چيزى از بين نرفته مگر با رافع