تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 938

مساهمون:

ص٩٣٨
مشكوك الحدوث و متيقّن الارتفاع مسبّب است از شكّ در حدوث فردى كه حدوثش مشكوك مىباشد و واضح و روشن است كه حدوث اين فرد با كمك اصالت عدم الحدوث محكوم بعدم است و پس از آن ديگر در بقاء و عدم بقاء كلّى شكّى باقى نمىماند چه آنكه با اجراء اصل در جانب سبب نوبت به شكّ در جانب مسبّب باقى نمىماند . وجه فساد اين توهّم آنست كه : بقاء و ارتفاع كلّى مسبّب از حدوث و عدم حدوث فرد مزبور نبوده و نمىتوان آن را از لوازم آن تلقّى نمود . بلكه بايد بگوئيم : بقاء كلّى مسبّب است از اينكه حادث فرد متيقّن البقاء بوده كما اينكه ارتفاع آن مسبّب است از اينكه حادث فرد قصير العمر باشد . پس ارتفاع كلّى موقوف است بر اينكه ثابت شود حادث قصير العمر مىباشد و اين امر به ملاحظه اينكه حالت سابقه ندارد با اصل قابل اثبات نيست . از اين گذشته بقاء قدر مشترك ( كلّى ) عين بقاء خاصّ ( فرد ) بوده نه آنكه از لوازمش باشد . و بفرض از لوازم آن محسوب گردد مىگوئيم : هيچ شبهه‌اى نيست در اينكه لزوم عقلى است و با اصالة عدم الحدوث صرفا لوازم و احكام شرعى ثابت مىشوند نه آثار و احكام عقلى . تحرير و شرح قوله : نعم يجب رعاية التّكاليف الخ : حاصل مراد مرحوم مصنّف اينست كه : در بقاء هيچيك از دو فرد استصحاب جارى نشده و به ملاحظه نبودن حالت سابقه در آنها قابل استصحاب نيستند ولى در عين حال اگر اجمالا
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 938 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى