خارج محمول عبارتست از معنائى كه در حذاء و مقابلش در عالم خارج چيزى وجود ندارد .
مؤلّف گويد :
ارباب معقول براى عرضى دو اصطلاح دارند :
الف : عرضى باب ايساغوجى .
ب : عرضى باب برهان .
و براى عرضى باب ايساغوجى دو اطلاق قائل شدهاند :
1 - خارج محمول
2 - محمول بالضّميمه .
خارج محمول بعرضى اطلاق كنند كه از حقيقت چيزى انتزاع كرده و برآن حمل كنند مانند امكان و وجود نسبت به انسان مثلا در قضيّه « الانسان ممكن » امكان عين حقيقت انسان بوده لذا آن را از مقام ذات انتزاع كرده و دوباره برآن حمل نمودهايم و به آن اصطلاحا محمول من صميم نيز مىگويند .
محمول بالضّميمه عرضى را گويند كه از حاق ذات خارج بوده ولى در مقام حمل به ذات محتاج و نيازمند است مانند ابيض و اسود و شبيه به اين دو .
بنابراين آنچه مرحوم مصنّف در اينجا در تفسير خارج محمول و محمول بالضّميمه ايراد فرموده به نظر مىرسد كه با اصطلاح اهل فنّ موافق نباشد .
قوله : الّتى تكون من خارج المحمول : كلمه « الّتى » صفت است براى « الاعتبارات » .
قوله : حيث ليس بحذائها فى الخارج : ضمير در « بحذائها » به اعتبارات عود مىكند .
قوله : و هى احدى المقولات الخ : كلمه « واو » حاليه بوده و ضمير
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 914
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١٤