ترجمه :
سؤال
چگونه ممكن است در موضوع حكم فعلى مزبور ظنّ بحكمى مماثل و متضادّ با آن اخذ شود با اينكه اين امر منجّز به جمع مثلين و يا ضدّين خواهد بود و اين محذور و اشكال بجاى خودش محفوظ است .
جواب
هيچ اشكالى در اجتماع حكم واقعى فعلى به معنائى كه ذكر شد ( يعنى اگر بحسب اتّفاق متعلّق قطع واقع شد منجّز مىگردد ) با حكم فعلى ديگر كه در موضوعش ظنّ به حكم اخذ و به مقتضاى اصل يا اماره و يا دليل ديگر در مورد حكم فعلى اوّل جعل شده وجود ندارد چنانچه عنقريب تحقيق آن در مبحث جمع بين حكم ظاهرى و واقعى خواهد آمد .
تحرير و شرح
حاصل جواب آنست كه :
دو حكم مزبور اجتماعشان باهم اشكالى ندارد ، نه اجتماع مثلين شده و نه اجتماع ضدّين ، زيرا يكى حكم فعلى لولائى است و ديگرى حكم فعلى منجّز و بديهى است جمع بين اين دو محذورى بدنبال ندارد .
قوله : فى مورده : يعنى فى مورد الحكم الواقعى الفعلى بالمعنى المذكور .
قوله : اخذ فى موضوعه الظّنّ : اين جمله صفت است براى « حكم آخر فعلى الخ » و ضمير در « موضوعه » به حكم آخر فعلى برمىگردد .
متن : الامر الخامس هل تنجّز التّكليف بالقطع كما يقتضى موافقته عملا يقتضى موافقته