ترجمه :
وجه تعسّف و تكلّف در كلام مرحوم مصنّف در حاشيه بر رسائل
وجه خالى نبودن بيان مذكور از تعسّف و تكلّف اينست كه :
تنزيل جزء موضوع يا قيد آن به ملاحظه اثر مترتّب برآن هرگز صحيح نيست مگر در جائى كه جزء ديگرش يا ذات موضوع وجدانا محرز بوده يا در عرض جزء مورد تنزيل قرار گرفته باشد ، بنابراين دليل در موردى كه موضوع مركّب حقيقتا محرز نبوده و بر تنزيل جزئش دليل در دست نباشد هرگز دليل اماره يا استصحاب دليل بر تنزيل اين دو بجاى جزء موضوع نخواهند بود .
و در موردى كه دليل بر تنزيل هر دو جزء بنحو دلالت مطابقى وجود ندارد همچون مورد بحث نمىتوان دليل اماره را دليل بر تنزيل قرار داد زيرا دلالت دليل مزبور بر مؤدّى موقوف است بر دلالتش بر تنزيل قطع به آن از طريق دلالت التزامى و دلالت مزبور براى دليل اماره ثابت نيست مگر بعد از دلالتش بر تنزيل مؤدّى به منزله واقع چه آنكه ملازمه بين تنزيل قطع به مؤدّى بجاى قطع بموضوع حقيقى و واقعى و تنزيل مؤدّى بجاى موضوع حقيقى مىباشد .
سپس مىفرمايد :
مخفى نماند اگر تقرير و بيان در حاشيه تمام و صحيح باشد تعميم داشته و اختصاصى به صورتى كه قطع على وجه الكشف و الطّريقيّه اخذ شده باشد ندارد .
تحرير و شرح
حاصل اشكال و ايراد بفرموده مصنّف ( ره ) در حاشيه آنست كه :
حكمى كه براى مركّب ذو اجزاء ثابت است در مقام ترتيب آن بايد اجزاء مركّب محرز باشند اعمّ از آنكه احراز وجدانا بوده يا تنزيلا صورت