تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و به عبارت ديگر : در زمان سابق قطع طريق براى واقع حقيقى بود اكنون در ظرف شكّ با دليل لا تنقض استفاده مىكنيم كه احتمال بقاء طريق است براى واقع تنزيلى . قوله : او به لحاظ نفس اليقين : يعنى دليل لا تنقض نظر به واقع و متيقّن سابق نداشته بلكه تمام توجّهش به نفس يقين بوده و دلالت مىكند بر اينكه يقين سابق كه به ملاحظه حالت را حجّيّتش مطلوب و منظور بود اكنون كه زائل گرديده و يقين به فلان شىء مبدّل به احتمال شده است احتمال را بجاى يقين شارع قبول نموده و آثارى كه بر نفس يقين مترتّب بوده فعلا بر احتمال بار مىشود . و از اين تقرير بوضوح معلوم مىشود كه دليل لا تنقض اگر به ملاحظه يقين استصحاب را حجّت قرار داده باشد تنها جنبه موضوعيّت قطع را ملاحظه نموده و استصحاب را نيز تنزيلا بجاى قطع به اين لحاظ قرار داده . و به عبارت ديگر : در زمان سابق قطع و حصول اين حالت موضوعيّت داشت اكنون در ظرف شكّ با دليل لا تنقض استفاده مىكنيم كه احتمال بقاء نيز موضوعيّت دارد . و بهر تقدير در دليل لا تنقض يكى از اين دو لحاظ اعتبار گرديده و جمع آن دو باهم غير ممكنست همان‌طورىكه در جعل امارات و طرق بجاى قطع موضوعى على وجه الطّريقيّه تقرير نموديم . قوله : و ما ذكرنا فى الحاشية : كلمه « ما ذكرنا » مبتداء بوده و خبرش « لا يخلو من تكلّف » مىباشد . قوله : لحاظ واحد : يعنى لحاظ واحد در دليلى كه استصحاب را حجّت قرار مىدهد مثل لا تنقض .