بعد از معرفت چيزى را بافضيلتتر از اين نمازهاى پنجگانه سراغ ندارم .
در اين حديث شريف نيز حذف متعلّق معرفت دليل بر تعميم آن مىباشد .
ج : ادلّهاى كه دلالت بر وجوب تفقّه در دين و طلب علم مىنمايند مانند برخى از آيات و روايات كه بطور عموم تحصيل علم و لزوم معرفت را تثبيت مىنمايند .
مرحوم مصنّف در قبال اين تقرير مىفرماين :
هيچيك از ادلّه مزبور دلالت بر عموم لزوم معرفت و وجوب تحصيل علم نمىنمايند زيرا پرواضح است كه مراد از « ليعبدون » در آيه اوّل خصوص عبادة اللّه و معرفت به آن حضرت است نه غير آن پس اگرچه متعلّق محذوف است ولى به مقتضاى قرينهاى كه قائم است اين حذف را نمىتوان دليل بر عموم قرار داد .
و امّا روايت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم :
اين حديث در مقام بيان فضيلت نمازهاى پنجگانه بوده نه اظهار معرفت و بيان حكم آن پس اطلاقى در آن از اين حديث وجود نداشته بلكه باصطلاح قضيّه مهمله مىباشد .
و امّا ادلّهاى كه بر وجوب تفقّه در دين و طلب علم مىنمايند مثل آيه نفر :
اين ادلّه درصدد بيان طريقى است كه مكلّف را به تفقّه واجب مىرساند نه آنكه بيان نمايد چيزى را كه فقه و علم به آن واجب است و به عبارت روشنتر :
آيه شريفه در مقام نصب طريق و جعل امارهاى است كه به واسطهاش به امر واجب يعنى تفقّهى كه لازم است و اصل مىشويم نه آنكه درصدد بيان
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 469
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٩