باب اداء شكر حكم به معرفت صانع و واجب الوجود مىنمايد در حكم بوجوب معرفت النّبى صلّى اللّه عليه و آله و امام عليه السّلام نيز از همين باب مستقلّ مىباشد .
و از اين گذشته بدليل ديگرى غير از وجوب شكر مىتوان تمسّك نمود و آن عبارتست از اينكه :
در ترك معرفت مزبور احتمال ضرر داده مىشود كه عقل دفع آن را لازم و واجب مىداند .
و حاصل آنكه در بين اعتقاديّات وجوب معرفت و لزوم تحصيل علم در سه مورد نفسى است كه عقل به آن حكم مىكند و آنها عبارتند از :
1 - معرفت به واجب الوجود و صفات اقدسش .
2 - معرفت به انبياء عظامش .
3 - معرفت به وصىّ يعنى امام عليه السّلام بر وجه صحيح .
و در غير اين سه مورد معرفت از نظر عقل وجوبى ندارد بلكه وجوبش شرعى است همچون معرفت به امام عليه السّلام بر وجه غير صحيح يا امر ديگرى كه شرع بر وجوب معرفتش دلالت دارد .
و امّا امرى كه دليل خاصّى از عقل و نقل بر وجوب معرفتش قائم نشده مرجع اصالة البراءة بوده كه در مورد شكّ در لزوم تحصيل علم به آن مىتوان متمسّك گرديد .
تحرير و شرح
قوله : لو امكن : يعنى لو امكن تحصيل العلم .
قوله : كمعرفة الواجب تعالى الخ : وجوب معرفت بارىتعالى و نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امام عليه السّلام محلّ ترديد و اشكال نيست و تنها شبههاى كه در آن هست اينكه آيا وجوب عقلى بوده يا شرعى مىباشد :