تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف ( ره ) اينست كه :
دليل ما بر حرمت فعلى تجرّى و عقاب شخص متجرّى همچون عاصى وجدان مىباشد چه آنكه در باب استحقاق عقوبت و مثوبت وجدان حاكم على الاطلاق است و دليلى محكمتر و متينتر از آن وجود ندارد ، مضافا به اينكه در آيات و روايات نيز ادلّهاى وجود دارد كه حكم وجدانى را تأييد و تقويت مىكند .
از جمله آيات سه آيه ذيل مىباشد كه برخى از محقّقين آنها را در ذيل فرموده مصنّف ( ره ) ذكر نمودهاند :
الف : آيه :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا
.
ب : آيه :
وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
.
ج : و
الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ
لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
و از روايات احاديثى است كه بر نيّت عصيان و گناه عقاب وعده داده شده همچون فرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : نيّة الكافر شرّ من عمله .
و نيز احاديثى كه خلود اهل جهنّم را معلّل به اين بيان نموده كه ايشان عزم و قصدشان اين بوده كه اگر در دنيا مخلّد باشند بر كفر خويش استوار و پابرجا بماند .
و امثال اينگونه از روايات و آيات قرآنى كه بالصّراحة مىتوان از آنها عقاب متجرّى را استفاده نمود .
و همانطورىكه گفته شد دليل بر حرمت تجرّى اينگونه آيات و اخبار و وجدانى است كه در اين باب حاكم بالاستقلال مىباشد ، بنابراين با در دست داشتن چنين دليلى به ادلّه ديگر كه برخى از قائلين به حرمت تجرّى به آن متمسّك شدهاند نيازى نيست بلكه اينگونه از ادلّه مثبت مدّعا نبوده و با آنها