لم يكن بالخمر ، فيحتاج الى اثبات انّ المخالفة الاعتقاديّة سبب كالواقعيّة الاختياريّة كما عرفت بما لا مزيد عليه .
ترجمه : مخفى نباشد كه در آيات و روايات معنائى است كه شهادت مىدهد بر صحّت آنچه را كه وجدان به آن حكم مىنمايد ، همان وجدانى كه در باب استحقاق براى عقوبت و مثوبت حاكم على الاطلاق مىباشد و با حكم وجدان ديگر نيازى به آنچه بر استحقاق متجرّى براى عقاب استدلال شده نمىباشد .
حاصل استدلال مزبور چنين است :
اگر متجرّى مستحقّ عقوبت نبوده ولى عاصى چنين استحقاقى را داشته باشد لازم مىآيد كه استحقاق عقوبت را به امرى كه از اختيار خارج است منوط كرده باشيم و آن امر غير اختيارى عبارتست از مصادف شدن قطع با حرام واقعى چه آنكه مصادفت معنائى است خارج از قدرت و اختيار و پرواضح است كه اناطه عقاب بامر غير اختيارى باطل و فاسد است .
و وجه احتياج نداشتن به چنين جوابى اينست كه خصم ممكنست بگويد :
اينكه عاصى مستحقّ عقاب است نه متجرّى بخاطر آنست كه سبب استحقاق عقوبت در عاصى محقّق است و آن مخالفت از روى عمد و اختيار مىباشد درحالىكه اين سبب در متجرّى وجود ندارد چون وى هيچگونه مخالفتى انجام نداده حتّى مخالفت بدون اختيار بلكه اساسا در برخى از افراد تجرّى فعل قبيح از متجرّى صادر نشده مانند موردى كه متجرّى مايعى را كه قطع به خمر بودنش دارد را بياشامد و بعد معلوم شود كه خمر نبوده بلكه آب بوده است كه در اين مثال متجرّى آب نوشيده نه شراب پس فعل قبيحى را مرتكب نشده بلكه صرف مخالفت اعتقاديّه را انجام داده و بدين ترتيب حكم به معاقب بودن متجرّى محتاج است باثبات اين نكته كه مخالفت اعتقاديّه عقابآور است همانطورىكه مخالفت واقعيّه و عصيان چنين مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 42
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢