تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
و ليكون حجّة على من سائت سريرته و خبثت طينته ليهلك من هلك عن بيّنة و يحيى من حىّ عن بيّنة كي لا يكون للنّاس على اللّه حجّة ، بل كان حجّة بالغة . ترجمه :

سؤال

بنا بر آنچه تقرير نموديد پس در فرستادن رسولان و فرود فرستادن كتب آسمانى و وعظ واعظين و انذار منذرين هيچ فائده‌اى نيست زيرا وقتى اختيار كفر و ارتكاب عصيان و عزم بر گناه مستند به سوء سريره و شقاوت ذاتى بوده و ذاتى نيز براى ذات ضرورى الثّبوت باشد با ارسال رسل و انزال كتب يا وعظ و انذار ابدا تغيير نيافته و شخص در اختيار معصيت و برگزيدن كفر هيچ‌گونه اختيارى ندارد و جبرا به آنها روى مىآورد .

جواب

در عين حال حقتعالى به بعث رسل و انزال كتب مبادرت فرموده تا بدين‌وسيله كسانى كه داراى سريره حسن و طينتى پاك داشته و مفتخر به سعادت ذاتى هستند از آن انتفاع برده و نفسشان كامل گرديده و بدين‌وسيله انس و الفت خود با معبود و پروردگارشان را خالص گردانند چه آنكه ما در صورتى كه حقتعالى راه و طريق هدايت را برايمان مفتوح و گشوده نگرداند هدايت نخواهيم شد و تا جنابش تبارك و تعالى از راه لطف وسائل و وسائط سير در مدارج كمال را توفير و فراهم نسازد ابدا به اين مقام دست نخواهيم يافت . و خود در قرآن مجيدش مىفرمايد : اى پيامبر من مردم را متذكّر نما زيرا تذكّر تو براى مؤمنين البتّه نافع خواهد بود .