شارع مقدّس آن را بجاى قطع قرار داده و لو در زمان تعذّر علم .
سپس مىفرمايد :
همچنين يقين داريم به اينكه شارع مقدّس براى اين احكام طريق مخصوصى جعل نموده و ما را بالفعل مكلّف به عمل به مؤدّاى اين طريق مخصوص فرموده است ولى چون براى ما غالبا راهى قطعى و يقينى به اين طرق مفتوح نيست چنانچه بطريقى كه از دليل سمعى قطع پيدا كنيم كه طريق مزبور بجاى علم قرار داده شده نمىتوانيم مطّلع شويم حتّى پس از تعذّر علم و انسداد آن بدون شكّ وظيفه در مثل چنين وقتى براى تعيين طريق مزبور به حكم عقل رجوع نمودن بظنّ شخصى و فعلى است كه هيچ دليل معتبر خاصّى بر حجّيّت آن نداريم زيرا ظنّ مزبور اقرب طرق ديگر بعلم و به اصابت نمودن بواقع مىباشد .
تحرير و شرح
قوله : ما افاده بعض الفحول : گويا مقصود مرحوم شيخ محمّد تقى در حاشيه معالم « هداية المسترشدين » باشد .
قوله : قال فيها : ضمير در « قال » به صاحب فصول و در « فيها » به فصول راجع است .
قوله : الى تحصيل كثير منها : ضمير در « منها » به احكام فرعيّه راجع است .
قوله : بقيامه او قيام طريقه : ضمير در « قيامه » به حكم شارع و « طريقه » به طريق معيّن راجع مىباشد .
قوله : و لو عند تعذّره : ضمير در « تعذّره » به قطع راجع است .
قوله : و حيث انّه : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : الى تعيينها : ضمير مجرورى به احكام راجع است .