تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
عقل بطور استقلال حكم مىكند كه اتيان بمكلّف به حقيقى چون مكلّف به حقيقى است مبرئ ذمّه بوده نه بخاطر آنكه متعلّق علم و مؤدّاى طريق واقع شده است . و بهر تقدير وقتى چنين گفتيم مقتضاى اين بيان آنست كه بگوئيم : در زمان انسداد كه باب علم و علمى منسدّ است و ظنّ بجاى قطع قرار مىگيرد ، ظنّ به هركدام از واقع و طريق حجّت بوده و عقل آن را مؤمّن مىداند . قوله : على تقدير سلامتها : يعنى سلامت مقدّمات پنجگانه از اشكال و ايرادات گذشته . قوله : حجّيّة الظّنّ بالواقع : يعنى حجّيّت ظنّ بواقع فقط بدون ظنّ بطريق فلذا اگر به اين رأى قائل شديم اگر بطريق بودن امرى همچون خبر ثقه ظنّ پيدا نموده و آن ما را بوجوب شىء دلالت كرد بدون اينكه در ما ظنّى نسبت به آن ايجاد كند عمل بخبر مزبور واجب نيست . قوله : او بالطّريق : يعنى به حجّيّت ظنّ بطريق فقط قائل شده بدون ظنّ بواقع لذا در مثال گذشته عمل كردن بخبر ثقه بر ما واجب است . قوله : او بهما : يعنى ملتزم شويم كه ظنّ به هركدام از طريقيّت طريق و واقع حجّت است چنانچه مرحوم شيخ اعظم در رسائل به آن قائل شده و مصنّف نيز با ايشان موافقت كرده است . قوله : انّه لا شبهة الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : همّ العقل فى كلّ حال : چه حال انفتاح و چه زمان انسداد . قوله : على مخالفتها : ضمير مؤنّث به تكاليف معلومه راجع است . قوله : فى تعيين ما هو المؤمّن منها : ضمير در « منها » به عقوبت راجع است . قوله : و فى انّ كلّما كان القطع الخ : اين جمله معطوف است به « فى انّ