امضاء اثباتا و نفيا .
و لا يخفى انّ قضيّة ذلك هو التّنزّل الى الظّنّ بكلّ واحد من الواقع و الطّريق .
ترجمه :
فصل در بيان حجّيّت ظنّ بطريق يا ظنّ بواقع و آراء اصوليّون در آن
مرحوم مصنّف مىفرماين :
در اينكه مقتضاى مقدّمات پنجگانه و بفرض سلام بودن آنها از اشكال و ايراد حجّت بودن ظنّ بواقع بوده يا ظنّ بطريق مىباشد و يا حجّيّت هر دو است بين علماء اختلاف نظر بوده و در آن آراء و اقوالى پيدا شده .
تحقيق از نظر ما اينست كه گفته شود :
بدون شكّ و شبهه همّت عقل در هر حالى بر اينست كه از تبعات تكاليف معلومه از عقوبت بر مخالفت آنها مؤمّن و براتى تحصيل كند كه اعتمادا به آن خود را از عقاب مولى مستخلص ببيند چنانچه هيچ ترديدى وجود ندارد كه عقل در تعيين مؤمّن از عقاب و تشخيص آن مستقلّ بوده و قطع و يقين به هرچه كه در زمان انفتاح مؤمّن محسوب مىشود در حال انسداد ظنّ به آن برات و مؤمّن از عقاب به حساب مىآيد .
ازاينرو بايد بگوئيم :
مؤمّن در حال انفتاح يا قطع باتيان مكلّف به واقعى به ملاحظه اينكه واقعى است نه بعنوان معلوم بودن و مؤدّاى طريق قرار گرفتن و متعلّق علم واقع شدن بوده و يا قطع باتيان مكلّف به جعلى مىباشد زيرا عقل بطور استقلال حكم مىكند به اينكه مكلّف به حقيقى باعتبار حقيقى بودن نه به لحاظ مؤدّاى طريق قرار گرفتن مبرئ قطعى براى اشتغال ذمّه است .