ترجمه :
اشكال مرحوم مصنّف در تماميّت مقدّمه دوّم
امّا مقدّمه دوّم : گفته شد باب علم و علمى به روى ما منسدّ است ، در جواب مىگوئيم :
امّا نسبت به علم پس نسبت بامثال زمان ما اين معنا امر ظاهر و وجدانى بوده و هركسى كه درصدد استنباط احكام و اجتهاد مىباشد مىداند كه واقعا باب علم به روى مجتهد منسدّ و بسته است و كلام مذكور در كمال متانت و صحّت است .
امّا نسبت به علمى يعنى ادلّهاى كه مدرك حجّيّت آنها علم است همچون خبر واحد كه دليل بر اعتبار آن سيره و آيات قطعيّه مىباشند على الظّاهر انسداد ثابت نبوده و باب علمى به روى فقيه گشوده است زيرا همانطورىكه اشاره شد ادلّه معتبره بر حجّيّت خبرى كه اطمينان به صدقش بوده قائم مىباشند و به حمد اللّه تعداد اينگونه اخبار بقدرى است كه وافى بمعظم مسائل فقهى مىباشند على الخصوص كه آنها را با احكامى كه تفصيلا به آنها عالم هستيم همچون وجوب اصل نماز و روزه و حجّ و امثال اينها ضميمه نمائيم .
تحرير و شرح
قوله : فهى بالنّسبة الى امثال زماننا الخ : ضمير « هى » به مقدّمه دوّم راجع است .
قوله : فالظّاهر انّها غير ثابتة : ضمير در « انّها » به مقدّمه دوّم عود مىكند .
قوله : و هو به حمد اللّه واف بمعظم الفقه الخ : ضمير « هو » به خبر يوثق به صدقه راجع است .
قوله : ما علم تفصيلا منها : ضمير در « منها » به فقه راجع است .