حجّيّت خبر واحد است ولى در عين حال از نظر كشف قول و احراز نمودن اين معنا مجمل مىباشد چه آنكه عمل همچون قول نبوده تا باصطلاح لسان داشته باشد ازاينرو مىتوان گفت :
از اتّفاق عملى علماء و مسلمين نمىتوان كشف كرد كه ايشان بما هم مسلمون و متديّنون به خبر واحد عمل مىنمايند تا در نتيجه از اين اتّفاق احراز كنيم در مقام قول نيز همگان چنين نظريّهاى را داشته و بالاتّفاق مىگويند :
خبر واحد حجّت است و در نتيجه از اين اجماع رأى مبارك معصوم عليه السّلام براى ما كشف مىگردد يعنى بدست مىآيد كه اتّفاق مزبور يدا بيد از زمان شارع تا اين زمان مستمرّ بوده و در واقع از خود شارع مقدّس اخذ گرديده است .
چنانچه از اتّفاق و اجماع عملى مزبور نمىتوان احراز نمود كه ايشان بما هم عقلاء به آن عمل مىكنند به اين معنا كه بدون ارتباط با شرع و اينكه انگيزه ايشان بر عمل بخبر رضاى شارع و كشف قول او است عملشان بر اين استوار است كه بر خبر واحد ترتيب اثر داده و آن را در مقام عمل مفروغ عنه مىانگارند و به عبارت ديگر :
بناء مسلمين بما هم عقلاء چنين است همچون ساير بناهاى ديگر كه عقلاء امور خود را با آن وفق مىدهند .
البتّه اگر مىتوانستيم اين تقرير را بنمائيم و اجماع عملى را بدينسان تقرير نمائيم اين خود وجه سوّمى مىشد بر حجّيّت خبر واحد چنانچه مرحوم مصنّف به آن اشاره فرموده است :
قوله : كما هم لا يزالون الخ : يعنى كما اينكه عقلاء پيوسته باخبار آحاد در غير امور دينيّه عمل مىنمايند .
قوله : فيرجع الى ثالث الوجوه : ضمير در « يرجع » به اجماع عملى راجع
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٠٩