تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
عنه نبىّ و لا وصىّ نبىّ ، ضرورة انّه لو كان اشتهر و بان و من الواضح انّه يكشف عن رضاء الشّارع به فى الشّرعيّات ايضا . ترجمه :

وجه دوّم [ اجماع حاصل از اتفاق علما ]

در وجه دوّم اين‌طور ادّعاء مىكنيم : تمام علماء بلكه كافّه مسلمين عملا متّفقند كه خبر واحد حجّت بوده و جملگى در امور شرعيّه بنا بر عمل كردن بخبر واحد دارند چنانچه مىبينيم اهل شرع و مسلمين فتاواى مجتهدين را از ناقلين فتاوى اخذ مىكنند و اين نيست مگر آنكه خبر واحد را حجّت مىدانند .

اشكال مرحوم مصنّف به تقرير وجه دوّم

مرحوم مصنّف در مقام اشكال مىفرمايد : اوّلا : همان اشكالى كه بر وجه اوّل وارد نموديم به اين تقرير نيز متوجّه مىباشد . ثانيا : از اين گذشته بفرض بپذيريم كه مسلمين جملگى اتّفاق بر حجّيّت خبر واحد دارند مىگوئيم : براى ما احراز نشده كه ايشان به ملاحظه آنكه مسلمان و متديّن به اين دين هستند يا بمناط آنكه عاقل بوده اگرچه اهل دين نباشند بر عمل بخبر واحد اتّفاق كرده‌اند چنانچه در غير امور دينيّه يعنى عاديّات به آن عمل كرده و بالاتّفاق آن را معتبر و قابل اعتناء دانسته‌اند ، ازاين‌رو بايد بگوئيم اين وجه با تقريرى كه گرديد مآلش به وجه سوّم مىباشد كه در تقرير و بيانش گفته مىشود :