وجه سوّم از وجوه تقرير اجماع [ اجماع حاصل از استقرار سيره عقلاء ]
مدّعى مىشويم كه سيره عقلاء اعمّ از متديّنين و غير ايشان بر عمل كردن بخبر ثقه مىباشد و اين معنا از دير زمان مستمرّ بوده تا به عصر ما منتهى گرديده است حتّى در زمان نبىّ صلّى اللّه عليه و آله و وصىّ عليه السّلام اين معنا جريان داشته و هيچيك از ايشان ردع و منعى نفرمودهاند چه آنكه ضرورى و بديهى است اگر منعى واقع مىشد بحدّ شهرت و ظهور مىرسيد درحالىكه چنين نيست و پرواضح است چنين سيرهاى كاشف از رضاى شارع مقدّس بوده و با آن مىتوان احراز نمود كه جناب شارع به عمل بخبر واحد در شرعيّات و امور دينى راضى هستند همانطورىكه انجام عاديّات و امور عرفيّه را برآن مبتنى مىنمايند .
تحرير و شرح
قوله : من النّاقلين لها : ضمير در « لها » به فتاوى عود مىكند .
قوله : و فيه : يعنى و فى هذه الوجه نظر .
قوله : ممّا يرد على الوجه الاوّل : يعنى در اينجا نيز همان اشكال را بازگو كرده و مىگوئيم از چنين اجماع عملى نمىتوان كشف رضاى معصوم عليه السّلام را نمود زيرا علماء و عاملين بخبر واحد از حيث اعتبار خصوصيّات و شرائط حجّيّت خبر باهم اختلاف نظر دارند .
قوله : انّه لو سلّم اتّفاقهم على ذلك : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و مشار اليه « ذلك » حجّيّت خبر واحد مىباشد .
قوله : لم يحرز انّهم اتّفقوا الخ : مقصود اينست كه اگرچه اتّفاق و اجماع عملى كاشف از اجماع قولى است و با اتّفاق علماء بلكه مسلمين قاطبة بر علم نمودن بخبر واحد مىتوان كشف نمود كه همگى رأى و نظريّهاشان