تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
زراره و محمّد بن مسلم و امثال اين دو بزرگوار چنانچه بر سؤال از ايشان صدق مىكند بگوئيم سؤال از اهل ذكر و علم مىباشد اگرچه سائل نيز خود شبيه ايشان و امثال آن باشد . بنابراين وقتى قبول روايت ايشان در مقام جواب دادن واجب و لازم بود و به مقتضاى آيه شريفه نتوان آنچه را كه ايشان بازگو كرده‌اند رد نمود روايتى كه از ايشان بدون سؤال و پرسش صادر شده يا غير ايشان از عدول ديگر نقل كرده‌اند مطلقا واجب و لازمست چه روايت ابتدائى بوده و چه مسبوق بسؤال باشد زيرا در وجوب قبول قول عادل قطعا و بطور حتم بين قول ابتدائى و مسبوق بسؤال فرقى نيست همان‌طورىكه اگر پذيرفتن قول عادل را واجب دانستيم ديگر تفاوتى نيست بين آنكه عادل همچون زراره و محمّد بن مسلم بوده يا شخص ديگر باشد يعنى عادل ديگرى كه اهل ذكر و علم نبوده بلكه صرفا آنچه را كه شنيده يا ديده روايت كرده بدون اينكه خود اهل نظر و استدلال باشد .

تحرير و شرح

قوله :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ :
آيه ( 43 ) از سوره نحل و آيه ( 7 ) از سوره انبياء . قوله : و فيه انّ الظّاهر : ضمير در « فيه » به تقريب استدلال راجع است و حاصل اشكال مرحوم مصنّف به آن اينست كه : مورد صحبت ما حجّيّت قول عادل و عدم حجّيّت آن مىباشد به‌طورى كه اگر به حجّيّت و اعتبار آن قائل شديم تعبّدا پذيرفتن آن لازمست چه كلامش موجب علم بوده و چه علم‌آور نباشد درحالىكه آيه سؤال از اهل ذكر و اهل علم را به منظور تعبّد بجواب ايشان واجب نكرده بلكه براى تحصيل علم و عمل نمودن به آن ايجاب كرده است و به عبارت ديگر :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 295 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى