تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
در استدلال به آيه مذكور دو اشكال وجود دارد به اين شرح : اوّلا : خداوند متعال پيامبرش را در اين آيه اين‌طور مدح نموده كه وى « اذن » يعنى سريع القطع است نه آنكه قول غير را تعبّدا مىپذيرد تا دليل باشد بر حجّيّت قول عادل تعبّدا و مطلوب به اين ترتيب ثابت گردد . ثانيا : مقصود از تصديق مؤمنين آنست كه بر خبر ايشان تنها آثارى را ترتيب مىدادند كه بنفع ايشان بوده و در عين حال ديگران از قبل آن متضرّر نمىشدند نه تصديق كردن اخبار ايشان و ترتيب دادن جميع آثارى كه بر گفته‌هاى آنها بار مىشد اعمّ از آنكه ديگرى نيز متضرّر شده يا متضرّر نمىشده چنانچه مطلوب در باب حجّيّت خبر عادل همين است و همان‌طورىكه گفته شد آيه از افاده آن قاصر است . سپس مرحوم مصنّف مىفرمايد : مظهر اين معنا كه گفتيم يعنى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تنها آثارى كه بنفع مخبرين بوده و در عين حال ديگران نيز متضرّر نمىشوند را ترتيب مىدادند نه جميع آثار را آنست كه آن جناب نمّام و سخن‌چين را وقتى اظهار نمود كه نمّامى نكرده تصديق فرموده و كلامش را ردّ نفرمودند و زمانى كه بارىتعالى خبر داد كه وى سخن‌چينى كرده است حقتعالى را نيز تصديق نمودند و اين خود شاهد بارز و روشنى است كه آن جناب صرفا اذن خبر براى مخبر نبوده بلكه همگان از اين سيره و رويه حضرتش منتفع بودند و همين معنا مقصود و مراد است از « تصديق » در كلام معصوم عليه السّلام كه فرموده : فصدّقه و كذّبهم و اين عبارت را امام عليه السّلام طبق آنچه در خبر آمده اين‌طور به كار برده‌اند : يا ابا محمّد كذّب سمعك و بصرك عن اخيك ، فان شهد عندك خمسون قسامة انّه قال قولا و قال لم اقلّه فصدّقه و كذّبهم .