الْكِتابِ ، أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ .
( سوره بقره آيه 159 ) .
يعنى آن گروه از علماء اهل كتاب كه آيات واضحه و حجج باهرهاى را كه براى ارشاد و هدايت خلق فرستاديم كتمان كرده و پنهان نمودند درحالىكه در كتاب آسمانى آنها را بيان داشتيم پس خداوند و ملائك و جنّ و انس ايشان را مورد لعن قرار مىدهند .
قوله : للزوم لغويّته بدونه : ضمير در « لغويّته » به حرام بودن كتمان و در « بدونه » به لزوم قبول برمىگردد .
قوله : لا يخفى انّه لو سلّمت الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
مؤلّف گويد :
اين عبارت شروع است به اشكال مصنّف بفرموده مرحوم شيخ اعظم در رسائل كه دو ايراد مذكور را بر آيه مذكور ايراد نمودهاند .
قوله : فانّها تنافيهما : ضمير در « فانّها » به ملازمه و در « تنافيهما » به دو ايراد مذكور عود مىكند و وجه تنافى آنست كه :
معناى مهمل بودن دلالت آيه يا استظهار اختصاص دادن آن به صورتى كه علم باشد نفى ملازمه بين حرمت كتمان و وجوب قبول مىباشد لذا اگر ملازمه را پذيرفتن ديگر نمىتوان دو اشكال ياد شده را برآن ايراد نمود .
قوله : لكنّها ممنوعة : ضمير در « لكنّها » به ملازمه برمىگردد .
قوله : من افشاه : ضمير منصوبى در « افشاه » به حقّ راجع است .
متن : و منها آية السّؤال عن اهل الذّكر :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ .
و تقريب الاستدلال بها ما فى آية الكتمان .
و فيه : انّ الظّاهر منها ايجاب السّؤال لتحصيل العلم لا للتّعبّد