ايشان است و اگر التزام بگفته آنها لازم نمىبود براى سؤال و پرسش وجوبى جعل و انشاء نمىباشد .
تضعيف و مناقشه در استدلال
مرحوم مصنّف مىفرمايد :
اشكال و مناقشهاى كه در اين استدلال مىباشد آنست كه ظاهرا از آيه اينطور بدست مىآيد :
غرض از وجوب سؤال تحصيل علم و عمل نمودن به آن است نه آنكه هرچه اهل ذكر گفتند تعبّدا پذيرفته شود تا در نتيجه حجّيّت خبر عادل تثبيت گردد .
ايراد برخى بر استدلال به آيه
بعضى از اصوليّون استدلال ياد شده را بدينسان تضعيف نمودهاند :
بفرض بپذيريم كه آيه بر تعبّد نمودن بجواب اهل ذكر دلالت كند ولى اين را قبول نداريم كه بر تعبّد نمودن به آنچه راوى روايت مىكند دلالت داشته باشد چه آنكه راوى به ملاحظه اين عنوان از اهل ذكر محسوب نمىشود .
پس مناسب آنست كه به آيه مذكور جهت حجّيّت فتواى فقيه استدلال شود نه حجّيّت روايت راوى .
اشكال مرحوم مصنّف بايراد مذكور
مرحوم مصنّف مىفرمايد :
ايراد مذكور به نظر صحيح نمىباشد زيرا بسيارى از رواة اهل ذكر بوده و صادق است در حقّشان بگوئيم كه اهل علم و اطّلاع بر رأى امام عليه السّلام بودهاند همچون :