شرطيّه سوقش براى بيان تحقّق موضوع مىباشد و مىتوان بدين ترتيب مفهوم را از آن سلب كرد .
ولى ممكنست گفته شود :
و لو قضيّه براى بيان تحقّق موضوع آورده شده باشد امّا در عين حال از ظاهرش اينطور استفاده مىشود كه موضوع وجوب تبيّن منحصر است در خبرى كه آورندهاش فاسق باشد در نتيجه وقتى فسق منتهى شد مقتضاى آن اينست كه وجوب تبيّن نيز منتفى مىگردد زيرا موضوع تغيير كرده و بموضوع ديگرى مبدّل شده است .
تحرير و شرح
قوله :
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا :
آيه ( 6 ) از سوره حجرات .
قوله : انّه من جهة مفهوم الشّرط : ضمير در « انّه » به استدلال راجع است .
قوله : جيء به : ضمير در « به » به خبر راجع است .
قوله : على كون الجائى به : كلمه « على كون » متعلّق است به « تعليق » و ضمير در « به » به خبر راجع است .
قوله : يقتضى انتفائه عند انتفائه : ضمير فاعلى در « يقتضى » به تعليق راجع بوده و ضمير مجرورى در « انتفائه » اوّل به حكم بايجاب و در « انتفائه » دوّم به كون الجائى به الفاسق برمىگردد .
قوله : و لا يخفى انّه على هذا التّقرير الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و مقصود از « هذا التّقرير » آنست كه بگوئيم موضوع در قضيّه شرطيّه : النّبأ الّذى جيء به بوده كه گاهى آورندهاش ممكن است فاسق بوده و زمانى عادل ازاينرو اگر آورنده فاسق منتفى شد اصل موضوع كه « النّبإ الّذى . . . » باشد منتفى نمىگردد و بدين ترتيب اخذ مفهوم صحيح است .