تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
نموده و حرمت مولى را هتك كرده و از رسوم عبوديّت خارج شده و بدين ترتيب درصدد طغيان برآمده و عازم بر عصيان گرديده ملامت و مذمّت كرد و در قبال آن صحيح است وى را بر اقامه‌اش بر مقتضاى عبوديّت يعنى عزم و اراده موافقت و بناء گذاردن بر اطاعتش از قطع مدح نموده و ثواب و اجر داد اگرچه قائل شويم كه تا مادامىكه بر مخالفت يا موافقت عازم نشده مصرف سوء سريره يا حسن آن استحقاق مؤاخذه يا مثوبت را نداشته گرچه مستحقّ سرزنش و مذمّت و يا مدح و ستايش مىباشد به آن‌طورى كه مدح يا مذمّت بر صفات و اخلاق ذميمه يا اوصاف و ملكات حسنه مترتّب مىباشد .

تحرير و شرح مبحث تجرّى

همان‌طورىكه قبلا گفتيم حجّيّت قطع و لزوم متابعت از آن ذاتى و عقلى است و اين مطلب اجمالا و در صورتى كه قطع با واقع مطابق باشد جاى ترديد و صحبت نيست به اين معنا كه همگان برآن اتّفاق دارند و آنچه محلّ كلام است اينكه آيا در صورتى كه قطع با واقع مطابق و موافق نباشد نيز حجّيّتش محفوظ بوده و كما فى السّابق عقلا اطاعتش لازم و مخالفتش حرام است يا چنين نيست و بعبارة اخرى : تجرّى كه معنايش مخالفت با قطعى است كه با واقع مطابق نيست آيا جايز بوده يا حرام و ممنوع است در اين مسئله بين حضرات اختلاف بوده و سه قول وجود دارد : 1 - رأى مرحوم شيخ اعظم كه مىفرماين : تجرّى حرام نيست و صرفا كاشف است از خبث باطن و سوء سريره و امّا اينكه قبح فعلى نيز داشته تا در نتيجه متجرّى مستحقّ عقاب باشد ابدا چنين نيست . 2 - رأى مرحوم صاحب فصول است كه مىفرمايد : قبح تجرّى