تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
صحيح است اگرچه در واقع نفس فعل از محرّمات نمىباشد . قوله : قد عرفت انّه لا شبهة الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : هل يوجب استحقاقها : ضمير در « يوجب » به قطع راجع بوده و ضمير مجرورى در « استحقاقها » به عقوبت برمىگردد . قوله : و استحقاق المثوبة على الانقياد : انقياد در مقابل تجرّى است و همان‌طورىكه تجرّى را مخالفت حكميّه گويند انقياد را اطاعت حكميّه خوانند . مؤلّف گويد : چهار عنوان وجود دارد كه هر دوتاى از آنها در مقابل دوتاى ديگر قرار دارند و آنها عبارتند از : 1 - اطاعت . 2 - معصيت . 3 - انقياد . 4 - تجرّى . اطاعت عبارتست از موافقت حكم با مطابقتش با واقع مثل اينكه شخص قطع پيدا نمود كه مايع كذائى خمر است و آن را ترك نمود و اتّفاقا در واقع نيز خمر باشد . معصيت عبارتست از مخالفت حكم با مطابقتش با واقع مثل اينكه شخص قطع پيدا نمود كه مايع كذائى خمر است و آن را مرتكب شد و در واقع نيز خمر باشد . انقياد عبارتست از موافقت حكم اجتماع با موافق نبودنش با واقع مثل اينكه شخص احتمال مىدهد فلان شىء واجب است لذا آن را بجاى مىآورد و بعد معلوم مىشود كه واجب نبوده .