ترجمه :
سؤال [ تقرير انسداد صغير ]
موارد نياز بقول اهل لغت بيش از حدّ احصاء است زيرا باب علم بتفاصيل معانى بهطورى كه بتوان علم بدخول يا خروج فرد مشكوك پيدا نمود منسد بوده اگرچه اجمالا معنا معلوم باشد لذا با چنين موقعيّتى چگونه مىتوان قول ارباب لغت را حجّت ندانست .
جواب
اين معنا موجب نمىشود كه قول اهل لغت را حجّت دانست زيرا باب علم به احكام شرعى مفتوح است و انسداد باب علم در لغات و تفاصيل معانى در اين فرض كوچكترين ضررى ندارد .
و بفرض باب علم در احكام شرعى نيز منسد باشد مىگوئيم :
قول اهل لغت از باب ظنّ خاصّ حجّت نيست امّا بعنوان ظنّ مطلق كه در زمان انسداد از آن استفاده مىگردد مسلّما معتبر و حجّت است اگرچه نسبت به غير مورد انسداد علم در لغت مقصود و منظور ، از لغات ديگر باب علم در تفاصيل آنها مفتوح باشد .
بلى ، اگر در زمان انفتاح باب علم به لغات دليلى بر اعتبار و حجّيّت قول اهل لغت بالخصوص دلالت نمود بعدى ندارد كه انسداد باب علم بتفاصيل لغات را موجب حجّيّت قول لغوى قرار داده ولى نه بنحو علّت تا در مورد انفتاح باب علم نسبت به برخى از معانى لغات نتوانيم بكلام ايشان اعتناء نمائيم بلكه حكم بنحو حكمت مىباشد يعنى انسداد حكمت شده براى حجّيّت قول ايشان به اين معنا كه انسداد باب علم علّت براى تشريع و جعل حجّيّت قول ايشان گرديده و لو در غير مورد انسداد .
تحرير و شرح
قوله : و كون موارد الحاجة الخ : كلمه « كون » مبتداء و « لا يوجب »