1 - امكان ذاتى و آن عبارتست از سلب ضرورت از طرف مخالف نسبت به نفس ذات مثل اينكه مىگويند :
زيد ممكن يعنى وقتى ذات زيد را ملاحظه مىكنيم حكم مىكنيم كه عدمش ضرورى نيست .
و در مقابل آن امتناع ذاتى قرار گرفته چنانچه مىگويند : اجتماع نقيضين ممتنع است .
2 - امكان وقوعى و آن عبارتست از سلب ضرورت از طرف مخالف نسبت به آنچه خارج از ذات است مثل اينكه مىگوئيم :
زيد ممكن يعنى از وجود زيد محالى لازم نمىآيد تا وجودش بالعرض مستحيل باشد .
و در مقابل آن امتناع وقوعى مىباشد چنانچه گفته مىشود :
تعبّد به ظنّ ممتنع است چون از ناحيه آن تحليل حرام و تحريم حلال لازم آيد .
3 - امكان قياسى و آن عبارتست از سلب ضرورت به ملاحظه قواعدى كه شرعا يا عقلا در دست مىباشد چنانچه مىگويند :
تكليف بضدّين بنحو ترتّب ممكن است ، يعنى در نزد ما قاعدهاى كه موجب امتناع آن باشد وجود ندارد چه آنكه از قبل آن اجتماع ضدّين يا نقيضين و يا دور لازم نمىآيد .
و در مقابل آن امتناع قياسى وجود دارد .
4 - امكان احتمالى و آن عبارتست از صرف احتمال كه قبل از نظر نمودن در برهان يا بعد از آن و عاجز بودن از اقامه دليل بر امكان يا امتناع حاصل مىشود .
قوله : و عدم لزوم محال منه : ضمير در « منه » به تعبّد راجع است .
قوله : فى قبال دعوى استحالته : يعنى استحاله تعبّد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤١