للقطع و الايقان و من الواضح ان لا موطن له الّا الوجدان فهو المرجع فيه بلا بيّنة و برهان .
ترجمه :
مناقشه در فرموده شيخ اعظم و تعريض به ايشان
و با بيان و شرحى كه در اينجا آورديم ظاهر و روشن شد كه آنچه در دعواى مرحوم شيخ اعظم آمده و در طىّ آن فرمودهاند كه امكان نزد عقلاء با احتمال امتناع خود اصل متبعى است خالى از مناقشه و اشكال نيست .
و امّا امكانى كه در كلام شيخ الرّئيس آمده يعنى : كلّما قرع سمعك الخ .
هر امر غريب و عجيبى كه به گوشت خورد تا مادامىكه برهان واضح از آن منع ننموده آن را در بقعه امكان قرار بده و حكم نما كه ممكنست چنين باشد .
معنايش احتمال در مقابل قطع و يقين است نه امكان در قبال امتناع و بديهى است كه امكان به اين معنا صرفا موطن و جايش وجدان است ازاينرو تنها مرجع آن وجدان بوده بدون اينكه نيازى به بيّنه و برهان داشته باشد .
تحرير و شرح
مرحوم شيخ اعظم در كتاب رسائل فرمودهاند :
تعبّد به اماره غير علمى در مقام ثبوت و امكان امرى است ممكن كه نمىتوان حكم به امتناعش نمود زيرا به مقتضاى كلّما قرع سمعك الخ هر موضوع و امرى كه دليل قطعى بر امتناعش قائم نشده امكان آن مىباشد و ما چون چنين دليلى بر امتناع تعبّد به اماره نيافتهايم لاجرم آن را ممتنع ندانسته و در مقابل ابن قبه مىگوئيم از عمل به آن ثبوتا هيچ استحالهاى لازم نمىآيد و