ثبوتا اين امر ممكن بوده و حكم به آن مىتوان كرد بلى در عالم اثبات و وقوع محتاج به دليل مىباشيم .
مرحوم مصنّف مىفرمايد :
امكان وقوعى بلكه اساسا و بطور مطلق ، هر امكانى اعمّ از آنكه وقوعى بوده يا ثبوتى باشد يك اصل مسلّم و حجّتى قاطع نبوده كه مورد اتّباع باشد و عقلاء به آن اعتماد نموده و در موارد شكّ در امكان و امتناع شىء حكم بامكان آن نمايند و قبول نداريم كه سيره برآن جارى باشد به اين معنا كه در مورد شكّ دأب عقلاء بر ترتيب دادن آثار امكان بر امرى كه مشكوك الثّبوت است باشد .
و بفرض كه از عقلاء چنين سيرهاى هم باشد معلوم نيست كه بر حجّيّت آن دليل قاطع و يقينى وجود داشته باشد .
و اگر گفته شود :
صحيح است كه دليل قطعى و علمى بر اعتبار آن در دست نيست ولى وجود دليل ظنّى برآن قطعى است .
در جواب مىگوئيم :
هنوز ثابت نشده كه اعتماد بر ظنّ ممكنست يا ممكن نيست و قبل از طىّ اين مرحله چگونه مىتوان از آن بعنوان دليل و مستند استفاده كرد .
پس در مقام امكان ثبوتى تعبّد به اماره غير علمى قاعده و مستمسكى در دست نبوده و اصلى وجود ندارد كه به بركت آن اين مرحله را بتوان مفروغ عنه و مسلّم گرفت .
استدراك
اگرچه طبق تقريرى كه نموديم نسبت به مسلّم بودن مقام ثبوت و امكان تعبّد دليلى در دست نداريم و نمىتوانيم حكم به عدم استحاله آن