بنمائيم ولى در عين حال مىتوان گفت :
دليلى كه وقوع تعبّد به اماره غير علمى را در خارج اثبات مىكند خود ادلّ دليل است بر امكان ثبوتى آنچه آنكه در محلّش مقرّر است :
ادلّ الدّليل على ثبوت الشّيء وقوعه .
لذا پس از قيام دليل معتبر بر اينكه در فلان مورد شارع مقدّس مكلّف را متعبّد به ظنّ فرموده اين بهترين دليلى است بر اينكه از تعبّد به ظنّ هيچ استحالهاى لازم نمىآيد تا در نتيجه بر حكيم مطلق يا بر ديگرى ممتنع باشد .
و حاصل كلام آنكه :
براى تثبيت عالم ثبوت و حكم بامكان ثبوتى تعبّد مىبايد از طريق امكان وقوعى تعبّد وارد شويم يعنى همانطورىكه گفتيم بگوئيم چون در خارج ثابت است كه شارع مقدّس در مواضع عديده مكلّفين را به عمل به ظنّ و اماره غير علميّه متعبّد ساخته لاجرم كشف مىكنيم اين امر ثبوتا محذور و استحالهاى ندارد .
و مستند ما بر اين گفتار آنست كه :
امر از دو حال خارج نيست :
يا بر وقوع تعبّد به اماره غير علمى دليل معتبرى وجود داشته يا چنين دليلى نداريم .
اگر فرض اوّل باشد اساسا حاجتى به اثبات امكان ثبوتى نداريم چون امكان ثبوتى مقدّمه است براى دست يافتن و رسيدن به امكان وقوعى و پس از نيل به ذى المقدّمه چه احتياجى به تحقيق در اطراف مقدّمه مىباشد .
و اگر فرض دوّم باشد اثبات مقام ثبوت هيچ فائدهاى ندارد .
قوله : فى بيان امكان التّعبّد : مرحوم محقّق حكيم در حقائق مىفرماين :
امكان بر چهار معنا اطلاق مىشود :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٠