در موردى كه احتياط موقوف بر تكرار عمل است همانطورىكه برخى پنداشتهاند علّت بطلان آن را عبث و لعب بودن بامر مولى معرّفى كرديم پس متعيّن و واجب است كه از قطع تفصيلى به ظنّ تفصيلى تنزّل نموده و امتثال اجمالى را رها نمائيم ، بنابراين چارهاى نيست از اينكه عبادت كسى كه دو طريق تقليد و اجتهاد را ترك نموده و به احتياط مبادرت مىورزد را باطل بدانيم .
سپس مىفرمايد :
آنچه از اوّل كتاب تا به اينجا آورديم پارهاى از سخن بود در اطراف قطع كه با مقام بحث در اينجا تناسب داشت و انشاءالله شطرى ديگر از آن در مبحث برائت و اشتغال خواهد آمد ازاينرو اكنون سخن را در آنچه از عقد اين مبحث قصد داشتيم يعنى بيان اماراتى كه به اعتبارش قائل بوده يا امكان آن هست كه در ارتباط با اعتبارش كلام رانده شود واقع مىسازيم .
تحرير و شرح
قوله : الّا من الظّنّ به كذلك : ضمير در « به » به امتثال راجع بوده و مراد از « كذلك » تفصيلا مىباشد .
قوله : فلا اشكال فى تقديمه : يعنى تقديم امتثال اجمالى و احتياط .
قوله : لو لم يقم دليل على اعتباره : يعنى دليل خاصّ بر اعتبار ظنّ قائم نباشد .
قوله : الّا فيما اذا لم يتمكّن منه : ضمير در « منه » به علم حتّى علم اجمالى ، راجع مىباشد .
قوله : لو قام على اعتباره مطلقا : يعنى بر اعتبار ظنّ حتّى در زمان انفتاح علم و قدرت بر تحصيل آن .
قوله : على ان يكون من مقدّماته : يعنى مقدّمات انسداد .