و المتّبع فى عمومه و خصوصه دلالة دليله فى كلّ مورد ، فربّما يدلّ على اختصاصه به قسم فى مورد و عدم اختصاصه به فى آخر على اختلاف الادلّة و اختلاف المقامات بحسب مناسبات الاحكام و الموضوعات و غيرها من الامارات .
ترجمه :
استدراك
بلى ، بسا حال در قطعى كه شرعا در موضوع اخذ شده متفاوت مىباشد كه در عموم و خصوص دائره حجّيّتش مىبايد از دليل دالّ برآن در هر موردى تبعيّت نمود زيرا بسا دليل دلالت مىكند كه اعتبار و حجّيّت اختصاص به قسم خاصّى از قطع داشته و در مورد ديگر اين اختصاص وجود نداشته بلكه بطور عموم قطع حجّت و معتبر مىباشد و حاصل آنكه در قطع موضوعى لازم است به ادلّه مختلف نظر نموده و برطبق مضمون آنها عمل كرد چنانچه اختلاف مقامات بحسب مناسبات احكام و موضوعات و غير آن از امارات در اين باب بايد مورد نظر و التفات قرار بگيرند .
تحرير و شرح
حاصل استدراك اينست كه :
آنچه گفته شد در اطراف قطع طريقى محض بود امّا قطع موضوعى اينطور نيست و حجّيّتش همچون قطع طريقى ذاتى و عقلى نبوده كه قابل تحديد و تخصيص نباشد چه آنكه حاكم و آمر وقتى در متعلّق حكمش قطع را بعنوان موضوع اخذ نمود از حيث سعه و ضيق بايد نظر وى را تأمين كرد زيرا بسا وى قطع را بطور كلّى و عموم در موضوع ملاحظه كرده به اين معنا كه از هر طريق و در هركسى و با هر خصوصيّتى كه باشد همچون قطع طريقى محض آن را در نظر گرفته و زمانى تحديد و تخصيصاتى قائل شده و دائره آن را مضيّق