ترجمه :
استدراك
بلى ، اگر قابليّت حيوان براى تذكيه معلوم و محرز بوده تنها در حلّيّت آن شكّ نمائيم اصالة الاباحه جارى مىگردد چه آنكه شكّ موجود در حيوان آنست كه :
آيا اين حيوان مذكّا حلال بوده يا حرام مىباشد ؟
و روشن است كه غير از اصالة الاباحه اصل ديگرى در اينجا وجود ندارد مانند ساير موضوعاتى كه در حلال يا حرام بودنشان شكّ نمائيم .
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
آنچه گفته شد در وقتى است كه اصل موضوعى ديگرى كه قابليّت حيوان براى تذكيه را اثبات مىنمايد وجود نداشته باشد مثلا اگر شكّ كرديم در اينكه « جلل » در حيوان آيا قابليّت براى تذكيه را مرتفع نموده يا نه ؟
در اين مورد اصالت قبول تذكيه ثابت بوده و با آن ديگر مجالى براى اصالة عدم تحقّق تذكيه وجود ندارد .
پس حيوان پيش از نجاستخوار شدن به واسطه ذبح و رعايت شرائطش هم طاهر مىشده و هم حلال حال كه نجاستخوار گرديده اگر ذبح شود نيز محكوم به طهارت و حلّيّت مىباشد .
تحرير و شرح
قوله : فاصالة الاباحة فيه محكمة : ضمير در « فيه » به حيوان مشكوك الحلّيّة راجع است .
قوله : فانّه حينئذ : ضمير در « فانّه » به معناى « شأن » بوده و مقصود از « حينئذ » حين علمنا بقبوله التّذكية مىباشد .
قوله : و لا اصل فيه : ضمير در « فيه » به مورد شكّ راجع است .
قوله : ما شكّ فى انّه من الحلال او الحرام : ضمير در « انّه » به ماء موصوله
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 571
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٧١