تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
ترجمه : استدراك بلى ، اگر قابليّت حيوان براى تذكيه معلوم و محرز بوده تنها در حلّيّت آن شكّ نمائيم اصالة الاباحه جارى مىگردد چه آنكه شكّ موجود در حيوان آنست كه : آيا اين حيوان مذكّا حلال بوده يا حرام مىباشد ؟ و روشن است كه غير از اصالة الاباحه اصل ديگرى در اينجا وجود ندارد مانند ساير موضوعاتى كه در حلال يا حرام بودنشان شكّ نمائيم . سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : آنچه گفته شد در وقتى است كه اصل موضوعى ديگرى كه قابليّت حيوان براى تذكيه را اثبات مىنمايد وجود نداشته باشد مثلا اگر شكّ كرديم در اينكه « جلل » در حيوان آيا قابليّت براى تذكيه را مرتفع نموده يا نه ؟ در اين مورد اصالت قبول تذكيه ثابت بوده و با آن ديگر مجالى براى اصالة عدم تحقّق تذكيه وجود ندارد . پس حيوان پيش از نجاست‌خوار شدن به واسطه ذبح و رعايت شرائطش هم طاهر مىشده و هم حلال حال كه نجاست‌خوار گرديده اگر ذبح شود نيز محكوم به طهارت و حلّيّت مىباشد . تحرير و شرح قوله : فاصالة الاباحة فيه محكمة : ضمير در « فيه » به حيوان مشكوك الحلّيّة راجع است . قوله : فانّه حينئذ : ضمير در « فانّه » به معناى « شأن » بوده و مقصود از « حينئذ » حين علمنا بقبوله التّذكية مىباشد . قوله : و لا اصل فيه : ضمير در « فيه » به مورد شكّ راجع است . قوله : ما شكّ فى انّه من الحلال او الحرام : ضمير در « انّه » به ماء موصوله
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 571 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى