اصالة البراءة آن را بخواهيم دفع نمائيم .
نتيجه گفتار
نتيجه اين گفتار آنست كه :
اگر حيوانى را كه در قابليّتش براى تذكيه شكّ داريم تمام شرائط معتبره در تذكيه از قبيل :
استقبال ، قطع چهار رگ ، آهن بودن آلت قطع ، گفتن بسم اللّه .
را مراعات كرده و آن را ذبحش نمودند حال شكّ كنيم در اينكه حلال است يا حرام نمىتوان به اصالة الحلّيّة تمسّك نمائيم زيرا اين اصل ، حكمى بوده و در مورد اجرائش اصل موضوعى يعنى اصالة عدم قبول التّذكية وجود دارد و وقتى اصل موضوعى مزبور جارى شود بايد حكم به حرمت حيوان نمود و به كمكش ثابت كرد كه حيوان شرعا غير مذكّا بوده همانطورىكه اگر به مرگ طبيعى از دنيا برود واجد چنين حكمى است .
تعريض به مرحوم شيخ اعظم
سپس مرحوم مصنّف در مقام تعريض به شيخ اعظم برآمده و مىفرمايد :
با اين بيانى كه گفتيم حرمت حيوان مزبور تثبيت شده و ديگر به بيانى كه مرحوم شيخ در رسائل ايراد فرمودهاند و با آن حرمت را اثبات كردهاند نداريم .
شيخ عطّر اللّه مرقده فرمودهاند :
عنوان ميته در شرع مقدّس عامّ بوده و داراى دو فرد مىباشد :
1 - حيوانى كه به مرگ طبيعى از دنيا رفته باشد .
2 - حيوانى كه ذبح شده يا شرائط تذكيه در آن مراعات نگرديده و