تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
ترجمه :

امور باقيمانده

مرحوم مصنّف مىفرماين : امور مهمّى در اينجا باقى مانده كه عيبى ندارد به آنها اشاره كنيم :

امر اوّل

اصل برائت شرعا و عقلا در جائى جارى مىشود كه در موردش اصل موضوعى بطور مطلق وجود نداشته اگرچه با آن موافق باشد ، زيرا با وجود اصل موضوعى جائى براى برائت اصلا نمىباشد چه آنكه اصل موضوعى بر اصالة البراءة كه اصل حكمى محسوب مىشود وارد مىباشد و تحقيق اين مسئله ان‌شاءالله خواهد آمد . بنابراين در حيوانى كه مشكوك الحلّيّه باشد اگر در قابليّتش براى تذكيه شكّ داشته باشيم حكمش اينست كه : وقتى آن را با تمام شرائط معتبره در تذكيه ذبح نمايند اصالة الاباحه جارى نشده بلكه اصل عدم تذكيه آن را در زمره غير مذكّاها قرار داده كه در نتيجه باجماع تمام فقها حكم به حرمتش بايد نمود همان‌طورىكه حيوان اگر به مرگ طبيعى از دنيا برود حكمش همين است ، بنابراين براى اثبات حرمت آن هيچ نيازى نداريم به اينكه با اقامه دليل و برهان ثابت كنيم عنوان ميته شرعا شامل غير مذكّا مىگردد ، زيرا پرواضح است كه مماثلت غير مذكّا با ميته در حكم كفايت مىكند و وجه آن اينست كه : تذكيه عبارتست از قطع چهار رگ با رعايت شرائط ديگر مضافا به اينكه بايد در حيوان خصوصيّتى باشد كه به واسطه تذكيه در حيوان يا طهارت به تنهائى و يا با حلّيّت هر دو حاصل شود و با شكّ در چنين خصوصيّتى بايد بگوئيم : صرف قطع رگ‌ها و رعايت شرائط ديگر موجب شكّ در حصول
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 566 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى