« شأن » مىباشد .
قوله : فيعارض به : ضمير در « به » به حديث شريف راجع است .
متن :
لا يقال
قد علم به وجوب الاحتياط .
فانّه يقال
لم يعلم الوجوب او الحرمة بعد ، فكيف يقع فى ضيق الاحتياط من اجله .
نعم ، لو كان الاحتياط واجبا نفسيّا كان وقوعهم فى ضيقه بعد العلم بوجوبه ، لكنّه عرفت انّ وجوبه كان طريقيّا لاجل ان لا يقعوا فى مخالفة الواجب او الحرام احيانا فافهم .
ترجمه :
سؤال و اشكال
ممكنست در مقام اشكال گفته شود :
به واسطه ادلّهاى كه دلالت بر وجوب احتياط مىكنند بلزوم و وجوب آن علم داريم پس ديگر معنا ندارد بگوئيم در سعه چيزى هستيم كه به آن علم نداريم يا تا مادامىكه عالم نيستيم در توسعه مىباشيم .
و به عبارت ديگر :
قبول داريم كه اگر كسى بحكمى از احكام عالم نباشد در توسعه بوده و بر مخالفت با آن معاقب و مؤاخذ نيست و اين حكم كلّى و باصطلاح كبرى مقبول است ولى تطبيقش با مورد بحث درست نيست زيرا مكلّف در محلّ كلام به واسطه ورود ادلّه مسلّمه بر وجوب احتياط علم به آن دارد و با اين وصف چگونه بتوان بحديث مزبور تمسّك نمود .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 523
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٣