يا ضرر غير متدارك را اراده كنند اين استعمال مستهجن و قبيح مىباشد .
و مثل آنست اگر اراده ضرر غير متدارك از « ضرر » بنحو تقييد باشد چه آنكه اين نحو از استعمال البتّه اگرچه بعيد نيست ولى تا مادامىكه دليل برآن قائم نگرديده باشد قابل اعتماد و استناد نيست .
و نيز بايد بگوئيم :
اراده نهى از نفى اگرچه نادر الوجود نبوده و در بين استعمالات واقعست ولى در عين حال از مثل چنين تركيبى معهود و معروف نمىباشد .
و بايد متذكّر شويم :
صرف اينكه امكان ندارد از كلمه « لاء » در تركيب مذكور نفى حقيقت بطور حقيقت اراده شود اين معنا قرينه نيست بر اينكه نفى بر يكى از معانى ياد شده يعنى بودنش به معناى نهى يا اراده سبب ضرر از آن و يا اراده ضرر غير متدارك بايد حمل گردد زيرا همانطورىكه قبلا گفتيم اگرچه نتوان نفى را بر نفى حقيقى حمل كرد ولى همينقدر كه نفى حقيقت بطور ادّعاء صحيح باشد كفايت مىكند بلكه بايد گفت غالب موارد استعمال اين تركيب به همين معنا مىباشد .
تحرير و شرح
قوله : او الصّفة : يعنى بگوئيم ضرر غير متدارك منفى است به اين معنا كه هرچه در شرع اسلام ضررى باشد قابل تدارك و جبران است و شارع آن را خود تلافى فرموده و بدين ترتيب ضررى كه تلافى نشود در شرع انور اسلام منفى است .
قوله : مجازا فى التّقدير : يعنى مجاز در حذف چه آنكه طبق اين معنا بايد حكم يا كلمه « غير متدارك » محذوف و در تقدير باشند .
قوله : او فى الكلمة : مجاز در كلمه آنست كه كلمهاى را اطلاق كرده
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 765
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٦٥