حضرت پس از امتناع وى درصدد خريدن درخت از وى برآمده و قيمتى را براى آن معيّن فرمودند .
سمره از فروختن سرباز زد و پيوسته آن جناب بثمن درخت مىافزود تا شايد وى راضى به فروش شود تا آنكه ثمن آن به مبلغى بسيار زياد رسيد ولى باز سمره همچنان امتناع مىورزيد .
سپس حضرت بوى فرمودند :
اين درخت را به من فروش و بجاى آن درخت خرمائى در بهشت به تو مىدهم .
سمره باز قبول نكرد .
در اين هنگام جناب نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمرد انصارى فرمود :
بباغ برو و درختش را از ريشه بكن و نزدش بينداز ، زيرا در شرع انور ضرر و ضرار وجود ندارد .
و در روايت « حذاء » از مولانا ابى جعفر عليه السّلام مثل همين مضمون روايت شده با اين تفاوت كه پس از اباء سمره حضرت فرمودند :
اى سمره نمىبينم تو را مگر شخصى ضرر رساننده .
پس از آن روى بجانب انصارى نموده و فرمودند :
اى فلان درختش را از ريشه درآورده و در مقابلش بينداز .
و غير اين روايت از احاديث و اخبار ديگر كه درباره حكايت سمره و غير آن وارد شدهاند و تعداد اين احاديث بسيار بوده و از نظر طرق روايت ادّعاء تواتر آنها شده است با اينكه اين اخبار از حيث الفاظ و مورد با يكديگر متفاوت هستند ازاينرو بايد بگوئيم :
مقصود از « تواتر » تواتر اجمالى است به اين معنا كه قطع و يقين داريم بعضى از اين اخبار از حضرات معصومين نقل شدهاند و انصافا بايد اعتراف
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 758
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥٨