تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
قوله : و عدم ضدّه : ضمير مجرورى در « ضدّه » به ضدّ عود مىكند و مقصود از « ضدّ ضدّ » مثلا قصر است كه ضدّ تمام مىباشد و مراد از « عدم ضدّ ضدّ » عدم قصر مىباشد كه با تمام ملازم است . قوله : ليس بينهما توقّف : ضمير در « بينهما » به ضدّ و عدم ضدّ ضدّ راجع است يعنى نماز تمام مقدّمه براى عدم قصر نيست تا بگوئيم چون ترك قصر حرام است پس نماز تمام نيز حرام و فاسد مىباشد بلكه اين دو از قبيل متلازمين بوده كه قبلا گفتيم حكم احد المتلازمين به ديگرى سرايت نمىكند . متن : لا يقال على هذا فلو صلّى تماما او صلّى اخفاتا فى موضع القصر و الجهر مع العلم بوجوبها فى موضعهما لكانت صلاته صحيحة و ان عوقب على مخالفة الامر بالقصر او الجهر . ترجمه : سؤال و اشكال مرحوم مصنّف مىفرماين : ممكنست در مقام اشكال و سؤال گفته شود : بنابراين اگر شخص با علم به اينكه تكليفش خواندن نماز قصر يا جهر است بجاى اين دو نماز تمام يا اخفاتى بجاى آورد مىبايد نمازش صحيح باشد اگرچه بخاطر مخالفت با امرى كه بقصر يا جهر تعلّق گرفته معاقب واقع مىشود چه آنكه شما خود گفتيد نماز تمام بجاى قصر و اخفات در موضع جهر داراى مصلحت است ازاين‌رو وجود اين مصلحت مقتضى است كه در فرض مذكور نيز حكم بصحّت نماز بتوان نمود . متن : فانّه يقال لا بأس بالقول به لو دلّ دليل على انّها تكون مشتملة على المصلحة و لو