با اينكه مكلّف مىتواند نماز مأمور به را اعاده نمايد و بدينوسيله از تبعه و عقوبت مستخلص شود چگونه صحيح است حكم كنيم اعاده نمازش لازم نبوده بلكه همان نمازى كه خوانده صحيح است ولى در عين حال عقابش مىكنند درحالىكه در اينجا هيچ تقصيرى كه موجب استحقاق عقوبت او باشد از وى سر نزده است .
و خلاصه كلام آنكه :
چطور مىتوان نمازى را كه امر به آن تعلّق نگرفته صحيح دانست و حال آنكه صحّت عبادات موقوف بتعلّق امر مىباشد و از طرف ديگر چطور مكلّف مزبور را محكوم باستحقاق عقوبت بدانيم با اينكه مىتواند نمازى را كه خوانده و متعلّق امر نبوده اعاده كرده و مأمور به را اتيان كند و بدينوسيله خودش را از معرض عقاب نجات دهد .
تحرير و شرح
قوله : يحكم بصحّتها مع عدم الامر بها : ضمائر مؤنّث به صلاة راجعند .
قوله : كما هو ظاهر اطلاقاتهم : ضمير « هو » به حكم باستحقاق العقوبة راجع است .
قوله : بان علم بوجوب القصر الخ : اين عبارت تفسير است براى « ما اذا تمكّن ممّا امر بها » .
قوله : ضرورة انّه لا تقصير هاهنا : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد و مشاراليه « هاهنا » فرضى است كه از وقت به مقدار اعاده نمازى كه خوانده باقى مانده است .
متن :
قلت
انّما حكم بالصّحّة لاجل اشتمالها على مصلحة تامّة لازمة الاستيفاء فى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 743
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٤٣